أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
276
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
نزد خود آبهاى چاههاى مزبور را به آب زمزم مرجّح مىدانست ؛ ولى چه سود كه بعد از مدت كمى آب چاههاى مزبور بكلّى منقطع شده و چاهها هم به تدريج مندرس گرديد . اكنون احدى هم پيدا نمىشود كه بداند آن چاهها در كجا كنده شده بوده است . انتهى . لواء در زمان جاهليّهء عرب بين القبايل اسم يك مأموريّت مخصوصهء مشهور است . چون اين مأموريّت مخصوص خانوادهء رجال بنو اميّه بوده است لهذا بيرق قريشيان كه به اسم عقاب موسوم بود در دست بيرقدارى مىشد كه مأموريّت مذكوره را حائز بود . اگر لازم مىآمد كه به محلّى لشكر فرستاده شود ، بيرق آن لشكر را كسى مىبست كه به مأموريّت لواء مباهى بود . و اين بيرق در هر جايى كه مركوز مىگشت ابطال قريش در آنجا احتشاد مىنمودند ؛ لهذا بيرق مذكور در وقوع محاربه به محلّ مخصوصى مركوز گرديده و اعلان حرب مىشد و ابطال مسلّح كه به زير لواى مركوز گرد مىآمدند به ميدان حرب و قتال اعزام مىشدند . زمانى كه ابو سفيان بن صخر بن حرب بن اميّة بن عبد شمس بيرقدار قريشيان بود ، لواى سعادت احتواى اسلام به تموّج و ظهور درآمد . مأموريت مخصوصهء لواء پس از قصىّ بن كلاب به پسرش عبد الدّار و بعد از وفات او به اولاد و احفاد او منتقل آمد ، تا زمان غزوهء جليلهء احد در دست صاحبان نفوذ اين خانواده بود ؛ و ليكن در وقعهء مذكوره افراد خانوادهء مزبور كليّة مقتول و تلف شدند . ندوه به معنى اجتماع است ، مجلسى كه در زمان جاهليّه قصىّ بن كلاب بنا كرده شده و در آنجا اجتماع مىنمودند ندوه گفته مىشود . اگر هيئت و اعضاى اين مجلس قرارى مىدادند قبايل نيك و بد او را ملاحظه نكرده راضى شدند . چون امور مهمّهء اهالى مكّهء مكرّمه در اين مجلس مذاكره مىشد و حتّى اذن نامههاى تزويج دختران نيز از طرف